![]() |
شوخی خفن با آقای شهردار
مقصودی که داخل خبازخانه رفت، شیطنتم گل کرد. فوری با یک طناب، پایین تخت شهردار را به سپر ماشین گره زدم. مقصودی آمد، خداحافظی کرد، پشت فرمان نشست و سریع حرکت کرد. تخت را همراه خودش می کشید و می رفت. شهردار وحشت زده از خواب بیدار شد... |
| x □ - » |